Home / آرشیو بر اساس شماره نشریه / فرهنگ‌دریایی از منظر باستان‌شناسی

فرهنگ‌دریایی از منظر باستان‌شناسی

تهیه کننده: رامین ادیبی

پست الکترونیکی: Ramin.adibi2012@gmail.com |شنبه، ۱۴ دی ۱۳۹۶

 

در حقیقت باستان‌شناسانی که در قلمرو دریا پژوهش می‌کنند به واکاوی جلوۀهای مختلف مواد فرهنگی به جای مانده از بر هم‌کنش بشر با آب‌ها می‌پردازند یا به عبارت دیگر جنبه‌های مادی و معنوی فرهنگ‌دریایی را تجزیه و تحلیل می‌کنند. بقایای به‌جای‌مانده از فرهنگ‌دریایی فراتر از شکل و مضامینشان در زمرۀ منابع فرهنگی قرار می‌گیرند که از ازرش‌ها و اعتبارات قابل توجهی برای جوامع گوناگون در سطح جهان، برخوردارند. به همین منظور، از میراث فرهنگی‌دریایی به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از میراث‌فرهنگی بشری و عاملی فوق‌العاده مهم در تاریخ آدمیان، ملت‌ها و روابط‌شان با یکدیگر یاد می‌کنند، بر همین اساس از سوی مجامع و سازمان‌های بین‌المللی بر حفظ و نگهداری این میراث پافشاری می‌گردد. یقیناً، امروزه، واژۀ «فرهنگ‌دریایی » معنایی فراتر از استفاده بشر از دریا را در برمی‌گیرد؛ به گونه‌ای که سازه‌های مرتبط با دریا ، شناسه‌ها و پیوندهای فرهنگی به وجود آمده بین دریانوردی و مردم نیز مشمول آن می‌شود.

nature_vector_landscape_illustration_6824975

از منظر پیمان حفاظت از میراث فرهنگی زیرآب یونسکو (۲۰۰۱، پاریس): که قوانین و قواعد آن بر روی  وب‌گاه رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی جانمایی شده است ، میراث فرهنگی‌دریایی عبارتند از:

  • محل‌ها، سازه‌ها، بناها، مصنوعات بشری و بقایای‌انسانی، به همراه شرایط باستان‌شناختی و طبیعی آن‌ها

  • کشتی‌ها، هواپیماها، دیگر وسایل نقلیه یا بخشی از آن‌ها، محموله یا محتوای آن‌ها به همراه شرایط طبیعی و باستان‌شناختی آن‌ها

  • اشیائی با ماهیت ماقبل تاریخ

اعتبار  مواد باستان‌شناختی بایستی با روشی چند معیاره آزموده شود؛ به ویژه، هنگامی‌که بحث مدیریت منابع فرهنگی در میان است؛ وجوه مختلف اعتباری مانند:  قانون، علم، وابستگی‌های قومی، ملیت، اقتصاد و مدیریت همگی سنجه‌های (استاندارد) کاربردی می‌باشند که بایستی پدیده‌های باستان‌شناختی دریایی، از آن طریق مورد ارزیابی قرار بگیرند. بر اساس، آیین‌‏نامۀ یونسکو برای فعالیت‌های مستقیم در ارتباط با میراث‌فرهنگی‌دریایی: انواع مختلف میراث به لحاظ اعتباری عبارتند از: «میراث‌جهانی، مشترک، ناملموس، زیرآب، بومی و غیره» که می‌توان مواد فرهنگی را در یکی از این دسته‌بندی‌ها جانمایی کرد، همچنین ارزش میراث، در سطوح مختلف بین‌المللی، ملی، منطقه‌ای و بومی اولویت‌گذاری می‌شوند. در خصوص ارزیابی برای الویت‌گذاری در مدیریت از میراث فرهنگی‌دریایی بایستی به سه نکته مهم توجه ویژه نمود: ۱- اهمیت ۲- حساسیت ۳- ظرفیت. افزون بر این، چندین معیار برای سنجش«ارزش‌های ذاتی» یک محوطه وجود دارد، که به شرح ذیل است:

 معیارهای تاریخی، علمی، تحقیقاتی یا فنی، زیبایى‌شناختى، معنوی یا اجتماعی، تجربی، اقتصادی و.. که در دنیای کشفیات باستان‌شناسی‌دریایی مصدایق زیادی برای درک بهتر این موضوع وجود دارد.

آدریان هندریک یوهان پرينز (Prins)  – انسان‌شناس اجتماعی هلندی- از معدود افرادی است که به طور خاص به شناسایی و تعریف «فرهنگ‌دریایی» در مطالعه لامو در شرق آفریقا پرداخته است. بنا بر عقیده وی: «فرهنگ به عنوان چارچوبی از مجموعه رویدادهای پیاپی است». اگر فرهنگ‌دریایی در نقطه‌ای وجود داشته باشد به معنای «باز رخداد مجموعه‌ای از  بارزه‌های‌دریایی ارزشمند» می‌باشد. گفتنی است، این باز رخداد می‌تواند به صورت قابل لمس و غیر قابل لمس ظاهر شود. برای نمونه، با تفحص در آرایه‌های ادبی جوامع‌دریایی و ساحل‌نشین می‌توان به قسمت غیر غیر قابل لمس و با بررسی در وسایل نقلیه آبی آن‌ها می‌توان به قسمت قابل لمس فرهنگ‌دریایی پی برد. البته طیف گسترده‌ای از منابع مختلف برای پژوهش‌های باستان‌شناختی‌دریایی وجود دارد که در پیشبرد تفاسیر دانشمندان به جهت خوانش صحیح از گذشته بشری نقش بسیار موثری را ایفا می‌کنند. شایان ذکر است، محوری‌ترین منبع پژوهشی برای باستان‌شناسان‌دریایی اسناد باستان شناختی  است اما منابع پژوهشی دیگر هم وجود دارد که از آن جمله می‌توان به شواهد پیکرنگارانه ، اسناد و گزارش‌های تاریخی ، شواهد مردم‌نگارانه ، شواهد محیط‌زیستی و غیره اشاره نمود.

اکنون که به‌طور اجمالی با فرهنگ‌دریایی آشنا شدیم به تحلیل مَنظری که توسط فرهنگ‌دریایی خلق می‌گردد، می‌پردازیم؛ بر اساس کنوانسیون مَنظر اروپایی (ELC): «مَنظر به معنای منطقه‌ای است که به‌واسطه بشر درک شده، ماهیت مَنظر بر اساس برهم‌کنش عوامل انسانی و طبیعی شکل گرفته است». درحقیقت، مَنظر به مثابه صحنه‌ای نسبتاً متغییر است که زندگی بشر همواره بر بستر آن شکل می‌گیرد. نخستین مرتبه کریستر وستردال (Christer westerdahl) از اصطلاح مَنظر فرهنگی در یک اثر سوئدی تحت عنوان «بررسی باستان‌شناختی دریایی بر پایۀ نمونه‌ای از نورلاند» در بافت‌دریایی استفاده نمود؛ وی در طول پژوهش‌هایش در کرانه‌های اسکاندیناوی متوجه شد که به اصطلاحی نیاز است که در بر گیرنده بقایای به جای مانده از فرهنگ‌دریایی بر روی زمین و در زیر آب باشد؛ پس از مدتی او این رویکرد را با عنوان«منظر فرهنگ‌دریایی» در نشریات معتبر مطرح نمود؛ بینش مذکور به «شبکه‌ای از مسیرهای دریایی و بنادر بازیابی شده از روی زمین و در زیرآب» اشاره دارد. به عقیده کریستر وستردال:«قصدم از مطرح کردن رویکرد منظر فرهنگ‌دریایی به عنوان یک الگو رسیدن به درکی جامع‌تر در حوضه باستان‌شناسی دریایی است»، به عبارت دیگر، رویکر مذکور، به معنای: «بررسی و تحلیل شبکۀ‌ کلی از مسیرهای کشتی‌رانی به همراه بندرگاه‌ها، لنگرگاه‌ها در امتداد سواحل و ساختمان‌های مرتبط به آن و دیگر بقایای فعالیت بشری بر روی خشکی و در زیرآب می‌باشد» یا به عبارت ساده‌تر، «منظر فرهنگ دریایی به معنی واقعی کلمه، یعنی وحدت بقایای به جای مانده از فرهنگ‌دریایی بر روی زمین و در زیر آب و بهره‌برداری انسان از فضای دریایی و شناسایی جنبه‌های عملکردی آن می‌باشد». وستردال یادآور می‌شود: ماهیت نظریه مَنظر فرهنگ‌دریایی با رویکرد ميان‌رشته‌ای بررسی می‌شود که بدون در نظر گرفتن مرز میان قلمرو خاکی و دریایی به پژوهش می‌پردازد، اما در عین حال، برای مرز اهمیت قائل است و از آن برای تفسیر اسناد باستان‌شناختی استفاده می‌شود. بن فورد (Ben Ford) نیز یادآور می‌شود: «پیوند بین قلمرو خاکی و دریایی در خط ‌ساحلى عمیق‌تر می‌شود و منجر به شکل‌گیری اتصالات فیزیکی و غیر فیزیکی بین دو قلمرو از طریق فعالیت‌هایی که از این مرز عبور می‌کنند، می‌گردد». قابل ذکر است، در قلمرو پژوهش‌های شناختی در فرهنگ‌دریایی، بین مناظر گذشته و مفاهیم پایه‌ای امروزی لزوماً رابطه مستقیمی به جهت بازتولید مناظر مورد نظر وجود ندارد، بلکه بایستی با یک دید کاملاً باستان‌شناسانه به این موضوع نگریست با این تفاوت که لایه‌های زیاد موجود است اما هیچ‌گونه قشربندی برای گاه‌شماری وجود ندارد. آگاهى تحلیل مناظر دیروز و امروز برای اشخاصی که به تحلیل فرهنگ‌دریایی در گذشته، علاقه‌مندند بسیار موثر است. برای نمونه، از این طریق به چنین سوالاتی می‌توان پاسخ داد:

– چگونگی کارکرد فرهنگ‌دریایی؟

– چگونگی تغییرات در قلمرو فرهنگ‌دریایی؟

– نقطه پیدایش و پایان فرهنگ‌دریایی در یک نقطه خاص:

در واقع، یکی از وظایف باستان‌شناسان پژوهش و توضیح تغییرات در مواد فرهنگی است. بر همین اساس، به طور ناگزیر به نظریاتی که در خصوص تغییرات فرهنگ بشری ارائه شده بایستی مراجعه نمود.

از فعالیت‌های بشری  در ساحل و بر روی  آب (محیط [فضای] دریایی) به عنوان مرکز فرهنگ‌دریایی یاد می‌شود ؛ در این مورد فرهنگ بر اقتصاد دریایی دلالت دارد که ترکیبی از ماهی‌گیری، شکار و حمل و نقل است. و بدیهی است که فعالیت‌های یاد شده در ناحیه جغرافیایی خاصی انجام می‌گیرد که خشکی و دریا در آن قرار دارد. مشخصاً شهرها و دیگر مراکز تجاری در یک ناحیه یا نواحی خاص تمرکز یافته‌اند. شایان ذکر است، « این مراکز بر پایه زمین‌چهر یا عارضه‌های جغرافیایی طبیعی شکل می‌گیرند».

به نظر می‌رسد یکی از بهترین موارد پژوهشی در این خصوص «اسکله‌ها و شناورهای متروکه در استان خوزستان» می‌باشد، که پرداختن به این موضوع از این منظر مستلزم حضور باستان‌شناسان در پروژه‌های با چنین موضوعاتی است.

همچنین ممکن است، «فعالیت‌های دریایی در نقاط ناوبری نامناسبی انجام گیرد که ملونان نیازمند راهنمایی مردم محلی، مسیرهای امن و لنگرگاه باشند. در چنین نقاطی مردم محلی به عنوان نیروی ثانویه برای وظایفی همچون: راهنمایى کشتی‌ها، نگهداری و تعمیر علامت‌های موجود در مسیرهای ناوبری در نظر گرفته می‌شوند».

از دیگر نقاط مناسب برای بررسی، « مناطق ویژه نقل و انتقال است که با حمل و نقل، اماکن و نگهداری و مدیریت کشتی‌ها ارتباط دارد».

گفتنی است، تمام نقاط ذکر شده بازتاب اعمال دریایی اجتماع در سراسر جهان می‌باشد؛ که به عنوان یکی از مهم‌ترین جنبه‌های آنچه اصطلاحاً  فرهنگ‌دریایی می‌نامیده، در نظر گرفته می‌شود.

شایان ذکر است، از دیگر حوزه‌های پژوهشی در باستان‌شناسی‌دریایی قایق‌ها و کشتی‌ها می‌باشند. یکی از مهم‌ترین و ممتازترین موضوعات باستان‌شناسی‌دریایی شناورهای تاریخی  (وسیله‌ای برای جابه‌جــایی افراد یا کالا بر روی آب یا در زیــر آن) به زیرآب رفته و متروک می‌باشند. بنا بر عقیده کریستر وستردال: «بقایای شناورهای تاریخی نشان‌دهنده کاربری و ابزاری برای تاریخ‌گزاری است و یکی از مهم‌ترن منابع قابل لمس برای باستان‌شناسان‌دریایی همین شناورهای متروک و به زیرآب رفته با ساختارهای پیچیده  تا قایق‌های تنه‌درختی از میان تهی بسیار کوچک می‌باشند».

به عقیده کیث ماکلوری (Keith Muckelroy):«یک شناور تاریخی همانند: مجموعه‌ای از دست‌ساخته‌ها می‌باشد و محوطه‌ی یک شناور تاریخی ممکن است هموندگانی (مجموعه‌ای) از اقلام باشد؛ بنابراین  محمولۀ و بدنه یک شناور را باید دو موضوع مجزا دانست؛ که به دنبال آن سوالاتی مطرح می‌گردد که به شرح ذیل است: – محموله شناور تاریخی به کدام فرهنگ نسب داده می‌شود؟ چه کسانی سازنده محموله و  وسایل‌شخصی بوده‌اند یا چه کسانی صاحب یا خریدار کالا بوده‌اند؟ به طور مشابه، در مورد بدنه شناور تاریخی همین سوالات نیز پرسیده خواهد شد؛ اگر بدنه بخشی از هموندگان باشد، متعلق به کدام فرهنگ است؟ آیا فرهنگی که  بدنه کشتی در آن ساخته شده با فرهنگی که محموله در آن ساخته شده متفاوت است؟»

برای درک بهتر این مصداق می‌توان به بقایای شناور به زیرآب رفته بلیتونگ [Belitung] در آب‌های اندونزی اشاره نمود؛ بدنه کشتی غرق‌شده‌ی باستانی یاد شده متعلق به شرق نزدیک است که  محموله‌ی سفال‌هایی از کشور چین در این کشتی و موقعیت آن در آب‌های اندونزی، شواهد باستان‌شناسانه‌ی انکار ناپذیری را ارائه می‌دهند که نشان دهنده‌ی تجارت مستقیم بین غرب اقیانوس هند و‌ چین در اواخر هزاره‌ی اول میلادی می‌باشد.

همچنین کیث ماکلوری یک چارچوبی تفسیری سه قسمتی را ارائه نمود که می‌توان این نسخه را برای اکثر شناورهای تاریخی صادر کرد:

  1. مشاهده یک کشتی به عنوان یک ماشین یا نمونه‌ای از فرهنگ‌فنّاوری که بدنه به عنوان یک دست‌ساخته جدا از محموله و وسایل شخصی روی عرشه تفسیر می‌شود.

  2. کشتی به عنوان جزئی از نظام اقتصادی یا جنگ محسوب می‌شود، عناصر این کشتی مانند: بدنه، اثاثیه، محموله و وسایل شخصی در کنار یک‌دیگر به عنوان یک موجودیت‌مستقل که پس از آن به عنوان یک تک دست‌ساخته که معرف یک فرهنگ است تفسیر می‌شود.

  3. کشتی به عنوان یک جامعه بسته دلالت بر این دارد که این کشتی با هر فرهنگی در ساحل برابر می‌کند. بنا بر، رویکرد ماکلوری ممکن است یک کشتی نقشی چندگانه را در جامعه ایفا کند.

بنا بر عقیده دیوید گیبنز و جاناتان آدامز (Gibbins and Adams): « شناورهای تاریخی به عنوان هموندگانی (مجموعه‌ای)  باستان‌شناختی مزیت‌های استباطی بیشتری نسب به انواع دیگر محوطه‌ها که دارای دست‌ساخته‌های مشابه‌ای هستند، پیش روی ما قرار می‌دهند. در تحلیل یک شناور تاریخی تا حد زیادی به طور هم‌زمان، گروهی از مواد فرهنگی به فاصله نزدیک از یک‌دیگر، حفظ می‌شوند؛ ماهیت خود شناور (کشتی و قایق) نیز به عنوان یک نظام خودسامان یا خودگردان در مقابل نگاهدارنده صرف از مقادیر قابل توجهی از مواد اضافی محسوب می‌شود. هموندگان (مجموعه/ اجزا) شناور تاریخی به عنوان دانه‌ریز، جایی‌که تمام ویژگی‌هایی که با یک‌دیگر مرتبط هستند با روشی همسان و مشخص به واسطه یک رخداد نهشته‌سازی توصیف می‌شوند؛ لازم به ذکر است، مجموعه (شناور تاریخی) مذکور از تفکیک‌پذیرى بالایی برخوردار است که نتیجه همگنی‌نسبی رویدادها و شرایطی می‌باشد که امروزه فرآورده‌های جانبی آن به صورت نهشته در آمده‌اند، همچنین از یکپارچگی بالایی برخوردار است که نتیجه همگنی‌نسبی عوامل تاثیرگذار بر روی مواد در یک نهشته است. این ویژگی‌ها برای تمام شناورهای تاریخی بدون در نظر گرفتن زمان، مکان و نوع قابل تعمیم است و اجاز می‌دهد کلیه شناورهای قدیمی را در بافت های مختلف تاریخی و باستان شناختی با استفاده از یک روش بررسی و تدابیر پژوهشی مشابه بازبینی کنیم».

معمولاً از بقایای شناورهای باستانی حقایق فرهنگی ویژه‌ای استخراج می‌گردد. که موجب شده به این نوع از محوطه‌های باستان‌شناختی کپسول زمان هم گفته شود.

برای نوشتار فوق از منابع ذیل بهره گرفتم:

  • Flecker , M. (2000). A 9th-Century Arab or Indian Shipwreck in Indonesian Waters. The International Journal of Nautical Archaeology, 29(2), 199-217.

  • Gibbins, D. (1990). Analytical approaches in maritime archaeology: A Mediterranean perspective. Antiquity, 64(243), 376-389. doi:10.1017/S0003598X00078030

  • Harpster, M., 2009. Keith Muckelroy: Methods, Ideas and Maritime Archaeology. Journal of Maritime Archaeology, Volume 4, p. 68

  • Jones M. (2003) The Concept of Cultural Landscape: Discourse and Narratives. In: Palang H., Fry G. (eds) Landscape Interfaces. Landscape series, vol 1. Springer, Dordrecht.

  • Muckelroy, K., 1998. Introducing Maritime Archaeology. In: L. E. Babits & H. V. Tilburg (eds.) Maritime Archaeology A Reader of Substantive and Theoretical Contributions. New York: Plenum Press, pp. 23-39.

  • Munárriz,Álvarez.Luis., 2011.The Cultural Landscape Concept.aibr: Revista de Antropología Iberoamericana,Vol1(no.1).

  • Thijs J. M., 2013. Manual for Activities directed at Underwater Cultural Heritage, Guidelines to the Annex of the UNESCO 2001 Convention, Paris

  • UN Educational, Scientific and Cultural Organisation (UNESCO),The UNESCO Convention on the Protection of the Underwater Cultural Heritage, 3 November 2001, available at: http://www.unesco.org/new/en/culture/themes/underwater-cultural-heritage/2001-convention/ [accessed 30 September 2017].

  •  Westerdahl, C. (1992), the maritime cultural landscape. International Journal of Nautical Archaeology, 21: 5–۱۴٫ doi:10.1111/j.1095-9270.1992.tb00336.x

  • Westerdahl, C. (1994), Maritime cultures and ship types: brief comments on the significance of maritime archaeology. International Journal of Nautical Archaeology, 23: 265–۲۷۰٫ doi:10.1111/j.1095-9270.1994.tb00471.x

  •  Wilkinson, D. (2013). From Beef to reef the maritime cultural landscape of  robb jetty. Perth: Western Australian museum.

© ۱۳۹۶-۱۳۹۵ کليه حقوق این مقاله متعلق به نشریه  الکترونیکی باستان شناسی منظر دریایی است. اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت قوانین مطبوعات می باشد. کپی برداري و بازنشر اطلاعات بدون ذکر منبع و رفرنس ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.

رفرنس :

ادیبی , رامین. (۱۳۹۶, دی ۱۴). فرهنگ‌دریایی از منظر باستان‌شناسی. بازیابی از ماهنامه الکترونیک باستان شناسی منظر دریایی : http://farhang-darya.com/1396/10/13/m-c-a-p/

ما را با دوستان خود در دیگر شبکه های اجتماعی در میان بگذارید

Check Also

photo_۲۰۱۸-۰۱-۰۹_۱۲-۲۱-۵۲

کارگاه آموزشی مستندنگاری دیجیتال یافته ها در محوطه های باستانی ساحلی و دریایی

. . مارا در رسانه ها دنبال کنید: می توانید از طریق راه های ارتباطی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 1 =