Home / آرشیو بر اساس شماره نشریه / سیراف دیروز نیویورک امروز: مصاحبه با اصغر هوشنگی

سیراف دیروز نیویورک امروز: مصاحبه با اصغر هوشنگی

تهیه کننده: رامین ادیبی

پست الکترونیکی: Ramin.adibi2012@gmail.com |یکشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۶

 

Untitled-2

  1. لطفا شرح حال مختصری از خودتان برای مخاطبین گرامی ارائه کنید:

اینجانب اصغر هوشنگی کارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر هستم که در سال ۱۳۸۰ موفق به اخذ مدرک کارشناسی باستان‌شناسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر گردیدم، در همان سال به استخدام سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر در آمدم.  طی مدتی که به‌عنوان کارشناس در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مشغول به‌کار  هستم؛ حوزه اصلی فعالیت‌هایم بر روی مرمت آثار غیر منقول و گاهاً منقول بوده. نخستین پروژه‌ای که در آن به عنوان کارشناس شرکت داشتم، برنامه مرمت گور دختر به سرپرستی استاد راهساز از پایگاه جهانی تخت جمشید بود و تا کنون  در بررسی و شناسایی آثار به سرپرستی دکتر سرافراز، کاوش‌های باستان‌شناختی کاخ کورش در چرخاب؛ برازجان، تل خندق در روستای دهقاید؛ برازجان، کاخ داریوش  در روستای درودگاه؛ دشتستان به سرپرستی دکتر یغمایی، مرمت قلعه زائرخضرخان اهرمی و مرمت‌های پراکنده در دیگر نقاط استان حضور به عمل رسانیده‌ام.

آشنایی بنده با بندر تاریخی سیراف به زمان  برگزاری گردهمایی سیراف در سال ۱۳۸۵ بازمی‌گردد در آن برهه اینجانب سرپرست ساماندهی آثار سیراف را بر عهده داشتم.

مطالبی را که می‌خواهم خدمتتان عرض کنم تا کنون در هیچ جریده‌ای بازگو نکرده‌ام:

در واقع نخستین‌باری که از تاسیسات آبی سیراف دیدن کردم زانوهایم سست شد و حسی دوگانگی که آمیخته‌ای از غرورآفرینی و شرمساری بود، به من دست داد؛ حس غرورآفرینی به جهت اینکه  اجداد ما انسان‌هایی خلاق، متفکر و با اصالتی بوده‌اند و از طرفی حس شرمساری به جهت اینکه وضعیت فعلی این آثار در شرایط خوبی نیست…  من یاد گرفتم و ایمان دارم که آثار تاریخی  قسمت عمده‌ای از هویت ما را تشکیل می‌دهند، آثار تاریخی به ایرانیان در سطح جهان اعتبار منحصربفردی می‌دهند.

  1. لطفاً در خصوص وجه تسمیه نام سیراف بیشتر توضیح دهید؛ آیا ارتباطی میان نام و جغرافیای سیراف وجود دارد:

اقتصاد ایران باستان نظیر امروز بر پایه چند اصل مانند: کشاورزی، صنعت، تجارت، فروش آب و … بنا گردیده بود. شایان ذکر است، حجم عمده‌ای از درآمد سلسله‌های باستانی بر روی تجارت و صنعت استوار بوده. ایرانیان نیز همچون رومی‌ها عوارضی که از کاروان‌های تجاری می‌گرفتند ده درصد از مال التجاره ایشان بوده؛ ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که در مسیر تجاری کاروانسراهایی وجود داشتند که درآمد حاصله از ارائه خدمات آن‌ها به کاروانیان  متعلق به دولت وقت بود همچنین به غیر از موضوع پرداخت عوارض؛  تعارضاتی بر سر تسلط بر راه‌های تجاری وجود داشت، بدین صورت که هر کشوری استیلای بیشتری بر راه‌ها تجاری داشت سهم گسترده‌تری از سود را به خود اختصاص می‌داد. هنگامی‌که اردشیر پاپکان بر تخت پادشاهی تکیه زد و سلسله اشکانی را منقرض کرد؛ ایرانیان در جبهه غرب با رومی‌ها و در جبهه شرق با کوشانیان درگیر بودند؛ کشمکش‌های یادشده منجر به  تقلیل امنیت راه تجاری ابریشم شد و درآمد سرشاری که از طریق راه‌های تجاری وارد خزانه دولت  می‌شد به کمترین نرخ خود رسید. از اینرو،  اردشیر پاپکان به‌ فکر راه‌اندازی دیگر مسیرهای تجاری که از امنیت بیشتری برخوردار باشند، افتاد. البته بایستی به این نکته نیز اشاره نمود:  که پروژه مذکور  از دوره‌ی اشکانیان کلید خورده بود که برجسته‌ترین نمونه آن تاسیس بندر گره(بصره امروزی) است. پس از آن اردشیر پاپکان آن را گسترش داده و یازده بندر در حاشیه دریای پارس بنا نمود؛ که از آن جمله می‌توان به: مهرویان، نجیروم، جنابه، هزارمردان، سیراف و … اشاره نمود.

در خصوص ریشه نام سیراف نظریات زیادی ابراز شده که برخی از آنها به شرح ذیل است:

بر اساس یک داستان افسانه‌ای در گذشته‌های دور کیکاووس به این نقطه سفر کرده و از مردمان این سرزمین شیر و آب طلبیده، سپس اسم این منطقه به شیراو و آنگاه به سیراف تبدیل شده. برخی نیز بر این باروند که سیراف را اردشیر بنا نموده و به دلیل این‌که آب را به‌وسیله کانال‌ها و چاه‌ها به سیراف می‌آوردند  به اردشیراُو معروف گردید و در گسترۀ زمان به شیراُو، پس از آن به سیلو و سیراف مبدل شده. طرفداران این نظریه بسیارند و  اسامی شهرهای باستانی مانند: بردسیر را مستخرج از نام اردشیر بابکان می‌دانند. اما شهری بنام بهمن‌شیر در در خوزستان متعلق به دو قرن پس از سلسله ساسانیان تاسیس شده که به نحوی منسوب کردن بندر سیراف را زیر سوال می‌برد.

فرضیه دیگر وجود دارد مبنی بر اینکه پس از تاسیس این بندر توسط اردشیر بابکان؛  به جهت این‌که که در صدر اسلام خط بدون نقطه بود نام این بندر سیراو نوشته می‌شد اما شیراو خوانده می‌شد پس از گذشت زمان افرادی که نسبت به این موضوع آگاهی نداشتند به همان شکل اولیه که نوشته می‌شد، خوانده‌اند.

آقای پرهام معتقد است که «شی» به معنای «زیر/پایین»، حرف «ر» به معنای «روان شدن» و «او» به معنای «آب» می‌باشد(شیراو). ولی اینجانب عقیده داردم که اسم اصلی سیراف «شیل‌او» بوده.

انسان‌های اولیه با الهام گرفتن از طبیعت بسیاری از حروف را خلق کردند، برای نمونه: در دروان‌های گذشته و حال هنگامی‌که پرنده‌ای در آسمان تماشا می‌شد به طور ناخودآگاه صدایی که از دهان خارج می‌شود صدای «آآآ» است همچنین اکثر واژگان و کلماتی که در آن‌ها حرف «آ» به‌کار رفته معانی بلند یا بزرگ می‌دهدند، مانند: «آبشار، آسمان، واران(باران)، اهورا، مزدا و…».

امروزه اگر با دقت به صدای آبی که با فشار بیرون میاد  گوش کنید؛ صداهایی همانند «چش یا هش» به ذهنتان خطور می‌کند، بر همین اساس به احتمال قوی انسان‌هایی که در گذشته می‌زیستند برای اشکال نامنظم و صدای آب حرف «ش» را به‌کار می‌بردند.

حرف «ل» نیز در هر واژه‌ای به‌کار رود به معنای یک جسم میان تهی است، برای نمونه: «کانال، لیوان، لوله، لاین، لا،لپ و…».

شایان ذکر ست در گذشته و حتی امروز هر گاه بخواهیم چیزی را که در پایین دست قرار گرفته اشاره کنیم از آوای «ایی» استفاده می‌کنیم. بسیاری از واژگانی که امروزه در آن‌ها حرف «ی» به‌کار رفته به معنای «زیر» می‌باشد؛ برای نمونه: «زیر، پایین، می‌رود، شیب و … ».  حرف و واژگانی همچون «وارون – ورف» به‌کار رفته که به معنای آب می‌باشد. حال بیاییم شیلاو که اسم یکی از دره های سیراف امروز است را تشریح کنیم،  و بررسی کنیم که آیا  با نام کنونی بندر تاریخی سیراف مطابقت دارد یا خیر؟  ش+ی+ل+آ+و = صدای آب+زیر+کانال+بلندی+آب |  امروزه کلیه موارد فوق در سیراف موجود است.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست، که تمام عناصر معماری ایرانی دارای یک فرآیند یا فرگشت است که در طول تاریخ مرحله به مرحله پیشرفت نموده؛ برای نمونه: طاق، گنبد، آجر، خشت، چیدمان دیوار، ورودی، نقشه‌ساختمانی، کانال‌های آب، حوضچه‌ها، انبارهای آب اما در بندر تاریخی سیراف این سیر و تحول تاریخی را مشاهده نمی‌کنیم بلکه نمایان‌گر اندیشه ایرانی است که حاکی از ارتقا مهندسی در میان ایرانیان است. ایشان با توجه به جهت تابش آفتاب و گرمای موجود حوضچه‌هایی در شیب کوه ایجاد کرده‌اند که نسبت به زاویه تابش خورشید بیشترین سایه را در این حوضچه‌ها داریم تا عمل تبخیر آب بارانی که وارد این حوضچه‌ها شده کندتر صورت بگیرد و عمدتاً آب ته نشین شود. گفتنی است، در بین این حوضچه‌ها چاه‌هایی را دل سنگ حفر کرده‌اند که تا کنون راه حفر آنها پوشیده و کشف نشده که ارتفاع آن‌ها از ۲۰  تا ۱۳۰متر می‌باشد.

سوالی که شاید ذهن شما را مشغول کند این است؛ که نحوۀ عملکرد سیستم مذکور چگونه بوده؟

نمی‌دانم تا حالا تجربه رفتن به داخل چاه را داشته‌اید یا خیر ولی بنده به‌دلیل اینکه شغل پدرم مقنی بود همیشه در فصل تابستان با برادرم به کمک ایشان می‌رفتیم، اگر یک دانه شن به اندازه نصف نخود از سر چاه به پایین پرتاب کنید در صورتی که کلاه ایمنی نداشته باشید حتماً سر شما دچار آسیب می‌شود. عامل اصلی این سرعت،  فشار نبود هوا و نوعی خلاء در درون چاه است که چیزی وجود ندارد تا جلوی سرعت شن را بگیرد. بنده و دوستانم همین آزمایش را روی بطری‌های پلاستیکی انجام دادیم به طوری‌که هوای داخل بطری را خالی کردیم. حتی اگر یک سوراخ ریز هم در بدنه بطری وجود داشته باشد، بدلیل کمبود هوا دیواره بطری جمع نخواهد شد. چاه‌های سیراف هم از این قاعده مستثنی نبوده و هنگامی‌که که در انتهای چاه کمبود هوا باشد، چاه نیاز دارد تا این خلاء را پر کند، در نتیجه هر آنچه در اطرافش وجو دارد به داخل چاه کشیده می‌شود و  آب‌هایی که بواسطه حوضچه‌ها در لایه‌های زمین ته‌نشین شده‌اند به‌صورت عرق  وارد چاه خواهند شد. شایان ذکر است، تا چند دهه قبل آب شهروندان بندر تاریخی سیراف از این چاه‌ها تامین می‌شد. تاسیساتی که دوهزار سال پیش ساخته شده‌اند اما تا امروز کاربری دارند. سیستم آبرسانی فوق می‌تواند به عنوان یک الگو در دیگر نقاط ایران کماکان مورد استفاده قرار گیرد. البته برخی بر این باورند که این حوضچه‌های قبری شکل محل تدفین بوده و بیشترین مدارکی که ارائه داده‌اند وجود گور دخمه‌هایی در دره‌های اطراف آن است و استخوان‌هایی که از این حوضچه‌ها  بازیابی شده.

اما در رد فرضیه فوق باید موارد ذیل را یادآور شوم:

– چرا چاه‌های آب بایستی در وسط قبرستان ساخته شود؟

– همچنین نوع تراش سنگ‌ها مربوط به قبل از اسلام است که مورد  قبول همگان است و قدیمی‌ترین قبر پیدا شده مربوط به قرن سه هجری است و قبل از آن هیچ گونه بقایای انسانی یا قبری یافت نشده.

– چرا حوضچه‌ها دارای شکل ذوزنقه‌ای است و چرا مستطیل نیستند؟ چرا در برخی از حوضچه‌ها کانال‌های آب وجود دارد؟

از دیگر آثار سیراف خانه‌های چند طبقه، قلعه ساسانی، بازار ساسانی، حصار و دیوار بندر، مسجد جامع، خانه اعیانی، گارگاه سفالگری، گارگاه آسیاب آبی که احتمالاً با آب دریا کار می‌کرده زیرا در کنار ساحل ساخته شده، آتشکده ،دخمه و… می‌باشد. امروزه به جرات می‌توان گفت سیراف بهشت باستانشناسان، معماران و دیگر پژوهش‌گران می‌باشد.

  1. خواهشمندم در باب فرهنگ کنونی مردم سیراف به صورت کوتاه مطالبی را بیان کنید؟

شاید به جرات بتوان گفت حساس‌ترین افراد برای نگهداری میراث فرهنگی در سیراف مردم آن هستند مردم نجیبی که همانند بقیه مردم جنوب پاکدل و مهمان‌نوازند. در واقع، ما کارمندان دولت احساس پاک مردم سیراف رو بارها و بارها نادیده گرفته‌ایم، این مردم آثار باستانی را  بسیار خوب نگهداری کرده‌اند، برای اثبات چنین ادعایی می‌توانید میزان سلامت آثار باستانی در سیراف را با سایر نقاط ایران مقایسه نمود در اینجا کمتر اقدامات ناپسندی در خصوص میراث‌فرهنگی صورت گرفته و اگر هم بوده بسیار خفیف بوده.

در اینجا مردم بین انتخاب زندگی و حفظ  آثار باستانی دچار یک‌نوع سردرگمی شده‌اند، که مقصر ما هستیم نه مردم و با توجه به این‌که رویکرد ما آموزش و پژوهش محور نیست ارتباط ما با مردم نیز درسطح ضعیفی قرار دارد. خدا را شاکر هستیم که در این زمینه موسسه مردم نهاد سیراف پارس به مدیریت جناب آقای محمد کنگانی این فضا را پر کرده و همچون پل ارتباطی میان میراث‌فرهنگی و مردم فعالیت می‌کند، تلاش این موسسه قابل ستایش است. هوشنگی در ادامه افزود، سازمان میراث فرهنگی در نگهداری و حراست از آثار ارزشمند این بندر تاریخی که در ایران و جهان بی نظیر است، کم کار بوده،  البته با آمدن آقای دکتر ابراهیمی که پست معاونت میراث فرهنگی و مدیر پایگاه باستان‌شناسی بندر سیراف را دارند، چشم انداز روشن و امیدوار کننده‌ای پیش‌رو خواهیم داشت.

  1. سخن پایانی، پيشنهاد و انتقاد:

حدود دو سال قبل با آمدن یکی از مدیران رده بالای وزارت نفت به سیراف و بازدید وی از آنجا، بنده افتخار این را داشتم که راهنمای ایشان باشم و همنشینی با ایشان منجرب شد تا دردل‌های بنده در خصوص  سیراف باز شود که شرح مختصری از آن را در ادامه بیان می‌کنم:

« سیراف زمین خالی از آثار باستانی نیست که مردم جهت خانه سازی و روال عادی زندگی در آنجا سرپناهی داشته باشند و تا کنون مردم روی عرصه آثار باستانی خانه‌سازی کرده‌اند و این زیبا نیست،  بیشتر این ساخت و سازها در  برهه‌ای  که پارس جنوبی و فازهای صنعتی در دو طرف این بندر باستانی ساخته شده است، رخ داده؛  زیرا  تا قبل از آن ساخت و ساز خیلی  محدود بود ولی با آمدن این فازها آهنگ ساخت در سیراف شدت گرفت و در این راه وزارت نفت هیچ کمکی به حراست از این آثار  ننموده. پارس جنوبی در محله باغ شیخ  املاک بلا استفاده‌ای به وسعت پنجاه هکتار را دارا می‌باشد که با اهدای فقط بیست هکتار از آن ما می‌توانیم بیش از پنجاه درصد آثار باستانی سیراف را نجات دهیم، ایشان با آگاهی از این موضوع قول همکاری دادند، در هر صورت نامه‌ای نوشته شد ایشان هم لطف کردند این نامه را به وزارت بردند و پس از آن این نامه  به پارس جنوبی ارسال گردید، برآیند این نامه‌نگاری این شد که اگر در ازاء این زمین اهدایی در استان بوشهر در هر نقطه‌ای بین بیدخون تا شهرستان دیر معادل آن را بدهند؛ این مبادله صورت می‌گیرد. در حقیقت زمین‌های باغ شیخ به دلیل مسطح بودن برای کار ما بسیار مناسب بود و پارس جنوبی حتی حاضر شد در قبال زمین کوهستانی این معاوضه را انجام دهد؛ افزون بر آن پارس جنوبی  یادآور شد که در ساخت باغ‌شیخ با میراث فرهنگی و استان همکاری‌های لازم را انجام خواهد داد. این جوابیه به مرکز استان ارسال شد اما هنوز جواب مقتضی را دریافت نکردیم…»

© ۱۳۹۶-۱۳۹۵ کليه حقوق این مقاله متعلق به نشریه  الکترونیکی باستان شناسی منظر دریایی است. اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت قوانین مطبوعات می باشد. کپی برداري و بازنشر اطلاعات بدون ذکر منبع و رفرنس ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.

ما را با دوستان خود در دیگر شبکه های اجتماعی در میان بگذارید

Check Also

aran

چالش های پیش روی ذخایر ملموس و ناملموس فرهنگ دریایی

  قرار است در تاریخ دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ نشستی تحت عنوان «خلیج فارس: ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 5 =